مؤلف مجهول
143
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
( 58 ) ص 87 ، س 5 آزادى : شكر و سپاس ، در پهلوى آزاديه h ? id ? az ? a نگاه كنيد به : واژهنامهى مينوى خرد ، ص 8 . اين واژه در متون فارسى مكرر به اين معنى آمده است . در ترجمهء تفسير طبرى آمده است : « و مر پدر را گفتند كه ما را ازو چه آزادى بود و چندين نيكويها به ما كرد » ( ص 793 ) . فردوسى گفته است : نوازيدن شاه و پيوند اوى * همى گفت آزادى و پند اوى ( شاهنامه ، ج 5 ، ص 1196 ) و جايى ديگر گفته است : نياطوس را ديد در بر گفت * بپرسيد و آزادى اندر گرفت ( شاهنامه ، ج 9 ، ص 2765 ) فخر الدين اسعد گرگانى گفته است : كه داند گفت چون بد شادى ويس * ز مرد چارهگر آزادى ويس ( ويس و رامين ، ص 366 ) فرخى چنين گفته : اى جهانى ز تو به آزادى * بر من از تو چراست بيدادى تا دلم نستدى نياسودى * چون توان كرد از تو آزادى ( ديوان فرخى ، ص 442 ) امير معزى گفته : در طبع همه شادى ، در دست همه رادى * وز بخت به آزادى ، خورشيد جهان داران ( ديوان معزى ، ص 674 ) عبد الواسع جبلى چنين گفته : ناجنسان را ز وصلت آزادىهاست * بر من چو زمانه از تو بيدادىهاست در سينهء من آتش تيمار مزن * كين سينهء من خزينهء شادىهاست ( ديوان عبد الواسع جبلى ، ص 665 ) براى شواهد بيشتر نگاه كنيد به : ترجمهء تفسير طبرى ، ص 793 - 1613 ؛ تاريخ بلعمى ، ص 81 - 613 - 763 - 772 ؛ ترجمهء تاريخ طبرى ، ص 309 - 328 ؛ شاهنامه ، ص 2048 - 2090 - 2156 - 2381 و . . . تفسير قرآن كريم ، ص 114 - 139 - 151 - 190 - 231 ، و . . . كشف الاسرار ( در اين كتاب مكرر آمده است ) ، ج 1 ، ص 3 - 10 ؛ ج 2 ، ص 442 ؛ ج 3 ، ص 30 ، ص 62 ؛ ج 4 ، ص 26 ، ص 231 ؛ ج 5 ، ص 261 - 363 - 424 ؛ ج 6 ، ص 342 - 360 ؛ ج 7 ، ص 188 - 218 و . . .